منهاج سراج

237

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

كشتن ايشان ، جماعتى به قلعهء برغند فرستاده بود ، تا ايشان را هلاك كنند . كوتوالى كه در ان قلعه بود ، يك دو روز [ ( 1 ) ] در ان باب تأملى كرده بود ، و آن جماعت را بر در قلعه بداشته ، بر قرار آنچه ديگر روز به قلعه آيند ، و آن فرمان [ ( 2 ) ] بد را بامضا رسانند ، كه ناگاه مسرعان در رسيدند و خبر كشتن طغرل ملعون بياوردند . چون آن ملعون در غزنين بر دست نوشتگين كشته شد ، اكابر مملكت و ملوك و حجاب ، تدبير پادشاهى كردند معلوم شد : كه دو تن در قلعهء برغند باقيست [ ( 3 ) ] ، جمله روى به قلعهء برغند نهادند ، و خواستند كه ابراهيم را بتخت نشاند ، اما ضعفى بر تن مبارك او استيلا يافته بود و توقف را مجال نبود [ كه ] فرخزاد را بيرون آوردند و مباركباد سلطنت گفتند . روز شنبه نهم ماه ذى القعده سنه ثلاث و اربعين و اربعمائه [ سلطان فرخزاد را بر تخت نشاندند ] او مرد ( ى ) حليم و عادل بود ، چون بتخت نشست ، ولايت زاولستان كه بسبب عوارض ( و مونات ) [ ( 4 ) ] خراب شده بود ، خراج آن ببخشيد تا آبادان شد ، و اطراف ممالك در ضبط آورد ، و با خلق نيكوئى كرد ( و ) هفت سال ملك راند ، ناگاه به زحمت قولنج برحمت حق پيوست . در سنه احدى و خمسين و اربعمائه ( و ) مدت عمر او سى و چهار سال بود ، رحمة اللّه عليه . حق تعالى سلطان سلاطين روى زمين ، ناصر الدنيا و الدين ، ظل اللّه فى العالمين ، شهاب سماء خلافت ، ناشر العدل و الرأفة ، محرز ممالك الدنيا مظهر كلمة اللّه العليا ، ذى ( الامن ) و الامان ، لاهل الايمان ، وارث ملك سليمان ابو المظفر محمود شاه بن التتمش [ ( 5 ) ] السلطان را سالهاى بسيار بر سرير ملك دارى . با توفيق عدل و احسان باقى داراد . الحمد للّه العلى الكبير [ و اللّه اعلم بالصواب ] .

--> [ ( 1 ) ] مط : يك روز [ ( 2 ) ] اصل : و از فرمان [ ( 3 ) ] مط : باقىاند [ ( 4 ) ] اصل : مونات ندارد ، مط : موتان . راورتى از نسخ خطى : مونات . و مونت : بار و گرانى و تعب است ( صراح ) . [ ( 5 ) ] مط : التمش ( ر : 49 ) .